Background Image
مقاومت

دست‌هایت کو مم حسن

1398
یاسوج
0:40:00

اشتراک گذاری صفحه در :

نرگس گلى یک روز آمده آبادى، اژدها روى برکه نیشــش مى‌زند و مى‌میرد. صبح هم پدر و مادرش از آبادى مى‌روند. مم‌حســن همه چیز را فراموش مى‌کند. یک چیزهایى را باید بى‌بى یادش بیاورد، یک چیزهایى را على سینا، خمپارها و منورها را کاظم، یوسف هم که بچه هست. کاش کسى یادش بیاورد.

خرید بلیط و تماشا
دست‌هایت کو مم حسن
image

دیدگاه‌های کاربران

موارد مشابه مقاومت

برونسی

برونسی

نگاهم به دریاست تا کسی آب را نبرد

نگاهم به دریاست تا کسی آب …

اطلسی های پرپر شده

اطلسی های پرپر شده

یک و بیست دقیقه بامداد

یک و بیست دقیقه بامداد

بندبازی در ارتفاعات عشق

بندبازی در ارتفاعات عشق

چکامه هایی که حباب می‌شوند

چکامه هایی که حباب می‌شوند